Archive for اوت, 2010

اوت 23, 2010

دست جنايتكار آمريكاي جهانخوار، دختري را زير چرخهاي مترو انداخت تا دامن حكومت اسلامي را لكه دار كند

بگو به مترو كه توقف نكند. بگو برود. بگو به مترو كه چرخ سنگينش را از پيكر نحيف دخت ايران رد كند و بي توجه به آن لطافت تكه تكه شده، به عبورش ادامه دهد. اينجا ام القراي جهان اسلام است.

بگو آن دختر منافق بود. بگو آن دختر از اجنبي پول گرفته است تا گردي بنشاند بر دامن كبريايي ولايت فقيه. بگو آن دختر همشهري من نبود. هموطن من نبود، دختري از دختران مام ميهن نبود.

فراموشش كن و به حركتت ادامه بده. مترو بايد برود. چرخ نظام بايد بچرخد. فقر و فلاكت را نبين و سياه نمايي نكن. همه چيز در سرزمين عدل الهي، بر مدار درست خود در گردش است. اينها سياه نمايي هاي دشمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن است.

Advertisements
اوت 22, 2010

پيشرفت صنايع جنگى و اتمى؟ قيمت يك آمپول پنج سى سى شيمى درمانى معادل 40 بشكه نفت خام

آنچه در ايران تحت سيطره حكومت اسلامي پيش ميرود، علم نيست. جنگ افزار است براي جنگ افروزي.

اينكه سر و صداي حكومت اسلامي براي هوا كردن موشك و بمب افكن بدون سرنشين و راه اندازي نيروگاه اتمي، چقدر صحت دارد و چقدر از آن نتيجه نرم افزار كاربردي فتوشاپ و تبليغات رسانه اي است، بحث مفصليست كه پرداختن به آن لازم است اما در حوصله اين مقال نيست. اينجا ميخواهم تنها به يك تجربه عيني بپردازم و آن خريد دارو براي يك بيمار سرطاني است.

شش نوبت شيمي درماني تنها شروع كار است و پس از آن تكرار اين درمان و يا ورود به فاز راديوتراپي و يا مراحل ديگر است. اما در همان مرحله اول، داروخانه هلال احمر، لطف ميكند و دارو را پس از گذراندن صفي طولاني به شما تحويل ميدهد. البته دارو را نميدهد، بلكه قبضي به شما ميدهد كه به صندوق پرداخت نماييد. ناقابل است . تنها دو ميليون و هشتصد هزار تومان. آمپول تنها پنج سي سي حجم دارد، بعلاوه يك سرنگ و سي عدد قرص مكمل. همين.

چهل بشكه نفت خام را استخراج ميكنيم، آنرا سوار كشتي ميكنيم و با سلام و صلوات ميفرستيم به بازارهاي جهاني. خدا عمرشان بدهد، يك آمپول پنج سي سي در مقابل آن ميخريم.

آنچه در ايران تحت سيطره حكومت اسلامي پيش ميرود، علم نيست. جنگ افزار است براي جنگ افروزي.

اوت 21, 2010

سازندگان چرنوبيل، بمبى ساعتى را در دل ايران به وديعه نهادند

ميگويند نيروگاه بوشهر به دست توانمند دانشمندان ايران راه افتاد. بعد ميگويند مقامات انرژي اتمي روسيه آنرا افتتاح كردند و باز ميگويند تا دوسال ديگر خودمان آنرا اداره خواهيم كرد. يك بام و هزار هوا.

اما يادي كنيم از نيروگاه چرنوبيل كه هم سن و هم دندان  همين نيروگاه اتمي بوشهر است با اين تفاوت كه آن نيروگاه سالها قبل به بهره برداري رسيد و در سال 1986 هم بزرگترين فاجعه تكنولوژيك جهان را رقم زد.

در مورد انفجار چرنوبيل ميگويند:

فاجعه چرنوبیل وحشتناک ترین فاجعه تکنولوژیک انسانی در تمام تاریخ به شمار می‌آید در اثر فاجعه چرنوبیل قریب به ۵ میلیون نفر آسیب دیدند، حدود ۵ هزار مرکز مسکونی در جمهوری روسیه سفید، اوکراین و فدراسیون روسیه با ذرات رادیو اکتیو آلوده شدند. از میان آنها، ۲۲۱۸ شهر و روستا با جمعیت حدود ۲/۴ میلیون نفر در محدوده اوکراین قرار داشتند، فاجعه چرنوبیل جمعیت کشورهای مذکور را تحت الشعاع قرار داد. غیر از اوکراین، جمهوری روسیه سفید و فدراسیون روسیه، کشورهای فنلاند، سوئد، نروژ، لهستان، بریتانیای کبیر و برخی کشورهای دیگر نیز اثرات فاجعه را احساس کردند. عوامل اصلی فاجعه انجام آزمایش بدون فراهم بودن شرایط، سطح پایین دانش امنیت هسته‌ای دانشمندان شوروی، سطح ناکافی ایمنی در راکتور، اشتباهات پرسنل اعلام شد.عملیات امحاء نتایج فاجعه در نیروگاه چرنوبیل از تاریخ ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ تحت ریاست کمیسیون دولتی شوروی آغاز شد. این عملیات از نیمه دوم روز ۲۶ آوریل شروع شد و تا سال ۱۹۹۱ ادامه یافت.در اولین گام یک منطقه انزوا در محدوده ۳۰ کیلومتری اطراف نیروگاه چرنوبیل تعیین شد. از ۲۷ آوریل سال ۱۹۸۶ حکومت اوکراین ساکنین شهرهای پریپیتت و چرنوبیل، و روستاهای داخل منطقه ۳۰ کیلومتری (حدود ۱۰۰ هزار نفر) را به خارج این محدوده انتقال داد.پنهان کردن اطلاعات مربوط به فاجعه چرنوبیل باعث شکل گیری و گسترش شایعات باور نکردنی پیرامون نتایج فاجعه شد. ریاست شوروی از پذیرش همکاری بین المللی برای انجام عملیات امحاء نتایج فاجعه هسته‌ای امتناع کرد. تنها در سال ۱۹۸۹ بود که حکومت شوروی از آژانس انرژی اتمی به منظور ارزیابی کارشناسی عملیات امحاء، درخواست کمک کرد.فاجعه چرنوبیل وضعیت تشعشع در محدوده‌های بسیاری از کشورهای اروپایی را به شدت تغییر داد. در ماه می‌سال ۱۹۸۶ در تمامی کشورهای نیمکره جنوبی، در اقیانوسهای آرام، اتلانتیک و منجمد شمالی ملاحظه می‌شدند.

اوت 15, 2010

اگر هنوز كسى اندك اعتقادى به على و سيد على دارد، بشنود:

به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من

چو اسير توست اكنون، به اسير كن مدارا

اوت 12, 2010

دليل بى خبرى مطلق از زندانيان اعتصابى چيست؟ آيا همه آنها زنده اند؟

سومين روز هم گذشت و خبري باز نيامد. سه روز از  خبر  شكستن اعتصاب غذا ميگذرد و هنوز زندانيان اعتصاب كننده از انفرادي خارج نشده اند و هيچ تماسي با خانواده ها نگرفته اند. تنها خبر را علي، برادر مجيد توكلي ميدهد كه دادستان گفته است حال او رضايت بخش است. چه امامزاده اي از سلامت مجيد گفته است!

نگراني هر لحظه بيشتر ميشود از وضعيت تك تك آن شانزده دلير مردي كه پانزده روز را در اعتصاب گذراندند و در سلولهاي انفرادي اما وقتي دادستان از دروغ بودن اصل خبر اعتصاب سخن ميگويد، چگونه ميتوان به ساير اخبارش اعتماد كرد؟

از كليه فعالين سياسي و اجتماعي، نهادهاي حقوق بشرش داخل و خارج از كشور و هر وجدان بيداري در جهان عاجزانه درخواست كنيم كه هر چه سريعتر به وضعيت اين زندانيان رسيدگي و خبر آنرا در اختيار رسانه ها قرار دهند.

اوت 11, 2010

گرچه ماه رمضان است، بياور جامى

رمضان هم از راه رسيد. محرم حكومت را ديديم و باورمان آمد كه يزيد از سيد علي خامنه اي شرف يافت. رمضانش را هم ديده ايم كه شمر كم مياورد در مقابل خشك مغزي اين حكام جائر. امسال هم رمضان آمد و بساط خود را بر اين وطن گسترد.

ماهي كه نام بي قاعده مبارك بر آن نهاده اند و تنها خاطره اي كه از آن دارم هر ساله، تشنگي در خيابان است و البته صداي دلكش خسرو آواز ايران آنزمان كه ربنا را ميخواند و صداي زنگ دار اذان موذن زاده و سخت گيري بيشتر بر حجاب بانوان و بگير و ببندهاي پي در پي و ديگر هيچ.

از سال پيش اما خاطرات ديگري هم بر اين ماه افزوده شد مانند فرياد ايران در روز قدس و آن حضور بي بديل در بلوار كريمخان كه از بهترين روزهاي حضور جمعي ملتي آزاديخواه بود در سالي كه گذشت.

كمتر از يكماه به باز آفريني چنان روزي مانده است و حكومتي مندرس و زخمي در همه عرصه هاي وجوديش پيش رو. بايد به اطلاع رساني، روشنگري و احياي حضور بپردازيم در مانده زمان و هر روز به سمت پختگي جنبش قدمي برداريم.

به قول زيباي حافظ بزرگ : زان مي عشق كز او پخته شود هر خامي؛ گرچه ماه رمضان است، بياور جامي

اوت 8, 2010

طرح پنجشنبه هاى سبز را جدى بگيريم؛ سبز بودن را زندگى كنيم

بايد روح و طراوت را به جنبش تزريق كرد و هموراه آنرا زنده نگاه داشت. زنگ موبايل من هنوز سرود اى ايران است و تا آزادي ايران نيز آنرا حفظ خواهم كرد. همين يك حركت كوچك تا كنون بارها در جمعي توجه را به خود معطوف و لبخندهاي حمايتي را جذب كرده است.

پنجشنبه ها را سبز كنيم. با خلاقيت هاي فردي خودمان. به هر صورت كه ميتوانيم، آن روز به اطرافيان كد بدهيم كه سبز هستيم و سبز بودن را زندگي كنيم. با انتخاب رنگ پوشش، با ايجاد بحث، با تحريم كالاهايي خاص و هدفمند، با حضور نمادين در سطح شهر. به يكديگر يادآور شويم كه امروز پنجشنبه است، تو چه كرده اي براي نمايش سبز بودن؟

حتي يك حركت كوچك ما ميتواند جمعي را به وجود، حيات و بالندگي جنبش اميدوار كند و آنرا پويا نمايد.

فراموش نكنيم كه همين هفته هم يك روز دارد به نام پنج شنبه و من به عنوان يك نفر، يك عضو جامعه و يك عضو جنبش، ميتوانم حضور سبز خود را در جامعه نشان دهم. در انتظار منجي نباشيم و در انتظار آنكه ديگري پيش قدم شود هم نمانيم. همين پنجشنبه، شخص من.

اوت 8, 2010

چهاردهمين روز اعتصاب غذا در اوين – بى خبرى بد ترين خبر است

چهارده روز ميگذرد و با آزاد شدن بابك بردبار، شاتزده تن ديگر هنوز در اعتصاب غذا هستند. بهمن امويي، كيوان صميمي و مجيد توكلي در اعتصاب غذاي خشك هستند و اين زمان طولاني، وحشت از دست دادن آنها را هر لحظه بيشتر ميكند. از سه روز از پيام مهندس موسوي و درخواست شكستن اعتصاب ميگذرد و سكوت خبري از وضعيت زندانيان احتمال وجود اخبار بد را زيادتر كرده است.

بايد كاري كرد. با پيوست به اعتصاب و بايد حركتي ملي و جهاني را سامان داد. هر ثانيه اي كه ميگذرد، عمريست كه بر خانواده آن اسرا ميرود و شايد ساعتي ديگر، ديگر كار از كار گذشته باشد.

از آقاي مهندس موسوي، مهدي كروبي و ساير فعالين سياسي و اجتماعي، عاجزانه تقاضا ميكنيم كه فراخواني عمومي دهند در همراهي براي نجات جان اسراي دربندمان. نور ديده هايمان.

اوت 7, 2010

اين حق همه مردم است كه موسسين و گردانندگان شبكه تلويزيونى رسا را بشناسند

ضمن خير مقدم به اين شبكه تلويزيوني كه با نام رسا اعلام موجوديت كرده است، براي خود و همه مردم حق ميدانم كه گردانندگان و هيئت موسس اين شبكه را بشناسم. بديهي است كه شفافيت از اصول اوليه اطلاع رساني در دنياي امروز است.

لذا از هيئت موسس اين شبكه درخواست ميشود با معرفي گردانندگان ، مديران و موسسين آن در جهت روشن شدن خط مشي آن رسانه و تنوير افكار اقدام فرمايند.

اوت 6, 2010

احمد خاتمى از مكتب اسلام ميگويد در برابر ايران – روز قدس ، ايران را چنان فرياد كنيم تا چرتشان بپرد

امام جمعه موقت تهران با اشاره تلویحی به سخنان یک مقام مسئول دولتی، قرار دادن مکتب ایران مقابل مکتب اسلام را ملی‌گرایی شرک‌آلود نامید .

اين خاتمي و دار و دسته آن خاتمي و مشايي و اضغر و اكبر بدانند كه روز قدس نزديك است. روزي كه آنچنان فرياد خواهيم زد نام بلند ايران را كه رب النوعشان را ياد كنند و مكتبشان را سر طاقچه بگذارند.

در خانه خودمان، در ايرانمان، ايران را نفي ميكنند.