Archive for مه, 2010

مه 31, 2010

تهران را دريابيم . براى 22 خرداد هر كه را ميتوانيم به تهران دعوت كنيم .

با اقدام شجاعانه و راهبردي امروز مهندس موسوي و مهدي كروبي در اعلام مسير حد فاصل ميدانهاي امام حسين و آزادي ، با توجه به حساسيت كم نظير اين روز تاريخي ، با توجه به نياز به حضور گسترده و البته كوبنده در اين تجمع آزاديخواهانه و حق طلبانه ، بياييد تا تهران را به مركز توجه جهان بدل سازيم .

فرصت بسيار خوبي است براي دعوت . دعوت از همه براي حضور . فرصت بسيار خوبي است براي دعوت از هموطنانمان از سراسر ايران براي همراهي در تجمع تهران . بياييد تا تمركز را بر تهران بگذاريم . بر شهري كه حكومت از ترس آن ، با تمام قوا تلاش در تخليه آن دارد . تهران ، شهري كه از همه كشور ، از همه اديان ، از همه باورها در خود جاي داده است . تهران ، شهري كه به نوعي ايران كوچك است .

بياييد هر كه را ميتوانيم به تهران دعوت كنيم . تهرانيان ، ميهمان نوازي خود را ثابت كنيد .

مه 29, 2010

چه ميخواهد بگويد سيد علي در خطبه خون ؟ آيا باز هم به نشان دادن جای دوست و دشــــــــــــــــــــــمن بسنده خواهد کرد؟

نماز جمعه آينده بر سر مزار روح الله خميني ، توسط كسي برگزار ميشود كه 20 سال است بر تختي تكيه زده كه بوي خون ميدهد و مارهاي شانه او ، ضحاك را به خاطر مياورد و امروز ، رو در روي ملتي فرهيخته و آزاديخواه ، تمام قد ايستاده است براي يك شب بيشتر ماندن بر آن تخت .

كسي كه آخرين خطبه نمازش راحدود يكسال پيش خواند و به خطبه خون معروف شد . قرار بود آن خطبه فصل الخطابي باشد براي همه و به خانه بروند و بگذارند تاج و تخت براي اين قوم به راحتي باقي بماند . تو ديدي كه چنين نشد و فرداي آنروز ، ملتي خشمگين به خيابان آمد و خود ضحاك را نشان گرفت به جاي دولت كودتا ساخته را كه به درستي درك كرد اين ملت فهيم كه راس همه مشكلات مملكت ، نه در قامت كوتاه رييس خود خوانده دولت كه در نفس ولايت فقيه و مدل ناثواب جمهوري اسلامي و ولايت فقيه است .

از گوشه و كنار كشور خبر ميرسد كه در حال تدارك و آماده سازي اعزام جمعيتي فقير و كم دانشند تا به بهاي پول و به بهانه مزاياي فراوان و بليط مجاني تهران و غذا و اسكان و غيره ، به حرم خميني گسيلشان دارند تا افيوني ترين رهبر جهان روحيه اي مضاعف بگيرد و بدمد در سور جنگ . نه سور جنگ با اجنبي كه چنين رشادتي ندارد او ، بل در نزاع با ملت ايران . در خونريزي بيشتر و در حبس و بند و به اصطلاح سياه خودشان ، كور كردن چشم فتنه .

سيد علي خامنه اي ، در هر سخني كه داشته است ، در هر بابي كه بنا بوده حرفي بزند ، آنچه گفته تحت الشعاع يك واژه فوبيايي هميشگي قرار گرفته است . واژه با تشديد دشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمن .

اينبار هم بي شك چنين خواهد كرد . اما سخت مانده ام كه او چه كس يا كساني را دشمن خواهد ناميد آنروز . آيا دوستي هم مانده است جز حلقه اي كه چون قلاده بر گردن دارد و هر روز قطر آن كمتر ميشود ؟ آيا از ياران و وفاداران سابق ، مهره قدرتمندي هم در بساط مانده است براي روز مبادا ؟ كدام وجدان آگاهي است كه در زمره دشـــــــــــــــمن سيد علي جاي نگرفته باشد تا كنون ؟ كدام انسان و تشكل با شرفي هنوز آنسمت خط قرمز نظام است و هنوز در قايق سوراخ ولايت جاي دارد ؟

به راستي خطبه خون 14 خرداد 89 ، چه حرف جديدي را در پي خواهد داشت ؟

مه 28, 2010

شاملوى بزرگ از زبان مجيد ميگويد – هرگز از مرگ نهراسيده ام

كليپي بسيار زيبا از شعر شاملوي بزرگ و تصاوير حماسه مردم .

اين كليپ در سه بخش شكل گرفته است . در بخش اول آن حكايت مرگ است و شكنجه و جنايت . بخش دوم ، ريتم موسيقي تغيير ميكند . توييتر و فيس بوك و بالاترين به كمك جنبش ميايند و در بخش سوم ، جستن است و يافتن و به اختيار برگزيدن . تقديم به مجيد و كوهيار و همه آنان كه هرگز از مرگ نهراسيده اند .

مه 27, 2010

التماسى از مجيد – اعتصاب غذايت را بشكن

اي كاش اين التماس را علي ، برادر مجيد به او برساند . اي كاش اين خواهش را باد به گوش برساند . اي كاش سپيده صبح اين تقاضاي عاجزانه را بر دل مجيد بياندازد .

مجيد جان بمان . به ما خاموشان عالم فرصتي دوباره بده . به ما ناشنوايان عالم رخصتي دوباره بده . بمان مجيد عزيز . مرگ نحس پشت در است . مجالش مده و بمان .

اي كاش اين التماس عاجزانه ما را برسانند به مجيد . بمان و ببين كه ديگر سكوت نخواهيم كرد . بمان مجيد . بمان .

مه 27, 2010

پوتين هم به نعلين وفا نكرد . على ماند و حوضش !

سياست خارجي فعال محمود و شركا ، تپه اي در جهان نگذاشته است براي پيك نيك كه آلوده نباشد به هنر آقايان و اين چيز جديدي نيست . وقتي كوتوله سياسي ميخواهد عربده بكشد بر بام كلبه اي در دهكده جهاني ، مجالي بر او نميدهند داروغه گان و شحنه گان كه باج ها را گرفته اند و سبو ها را شكسته اند . حكايت چوب است و خوردن پياز و هزار و يك تحميل ديگر به وقت زبوني . زبوني از دست ملت فهيم كه با اقتدار رصد ميكند احوال جهان را و به لبخندي و گاهي اخمي ، معادلات پر هزينه حكومت را بر هم ميزند .

اما اينبار قدري مشكوكم به اين ژست دعوا و ياد زرگرها ميافتم و دعواهاي زرگريشان . اينكه نعلين كرشمه اي بيايد و پوتين شيشكي بيندازد بر راهش ، در اين آشفته بازار دنيا وقتي دارد كه بدون شك اينوقت نيست . نياز محمود و سيد علي بسيار بيشتر از آن است كه رفيق نيم بند گرمابه و منقل را چنين ارزان بفروشند . شايد سياست جديد ، انزوايي خود خواسته باشد براي هوا كردن فيلي از آن دست كه كره شمالي هوا كرد و در اين بين ، اعتبار روسيه بايد كنار رود تا جايي ديگر رخ بنمايد .

به هر حال امروز علي كنار حوضي نشسته است بي ماهي و گند آب بسته و ريگ در آن مي اندازد تا شايد صداي قلپ كردن آن تكه سنگ ، صدايي باشد در گوشش كه تنهايي را آسان كند برايش . علي مانده است و حوضش . سيد علي مانده است و محمود . به پاي هم پير ميشوند اين دو عجوزه ؟

مه 26, 2010

سيد على ؛ آنزمان كه چهارپايه از زير پاى فرزاد ميكشيدى ، فكر ترس تحويل پيكرش را به كردستان نميكردى؟

17 روز ميگذرد از قتل آن پنج نفر كه جهاني بر مرگشان گريست . كه كردستان را غرق در عزا كرد ، ايران را در خشم برد و جهان را در بهت . 17 روز ميگذرد از آن خبر كوتاهي كه داغي سنگين بر دل نفس انسانيت نهاد . 17 روز ميگذرد از قتل قناري به دست قصاب .

حكومت دروغگو ، خائن و ترسو ، هنوز پيكر آنان را به خانواده تحويل نداده است . فرزاد هنوز در سرخانه است . فرزاد ، آن آقا معلم روستايي را ببين كه پيكر بي جانش هم چنين لرزه مي اندازد بر كالبد حكومتي كه خود را مدير جهان ميداند و ولايتي كه خود را جانشين امام عصر ميداند بر زمين . فرزاد را ببين كه مرده اش هم دست از سر شبهاي سيد علي بر نميدارد .

طوبى کمانگر دختر عموي فرزاد در این باره به رادیو فردا مى گوید: جنازه هر پنج نفر هنوز در سردخانه کهریزک است. به رغم تمام تلاش هایى که مادر فرزاد کمانگر انجام داده، هنوز موفق نشده اند جنازه ها را حتى براى یک لحظه ببینند و مادران از بچه هایشان خداحافظى کنند.

وی می افزاید: رژیم جمهورى اسلامى از این موضوع وحشت دارد که اگر جنازه ها به کردستان برگردد با اعتراضات و تظاهرات بزرگى همراه شود چون بعد از شنیدن اعدام این پنج عزیز در کردستان اعتصاب انجام شد. البته ممکن است این بچه ها را آن قدر شکنجه کرده باشند که جرأت نمى کنند براى یک لحظه به خانواده هایشان نشان دهند. فرزاد کمانگر وقتى در زندان کرمانشاه بود تمام بدنش را له کرده بودند و شیرین علم هولى شش ماه تمام با وحشیانه ترین شیوه شکنجه شد.

مه 25, 2010

درخواست از بان كي مون و همه انسانهاى شريف – امشب بر سفره شام ، تنها يكدقيقه به مجيد فكر كنيد

تنها يك دقيقه بر جواني فكر كنيد كه سه روز پيش جشن تولد 23 سالگيش بود و امروز سومين روز اعتصاب غذاي خشك توست . در بستر بيماري و در سلول انفرادي سياهچال ولايت فقيه .

پيش از آنكه اولين لقمه شام را بخوريد ، پيش از آنكه شكر خداي عز و جل را بگوييد و سلام بر حسين تشنه لب بفرستيد ، پيش از آنكه لبخندي بزنيد به همسر و فرزندانتان ، تنها يك لحظه به مجيد فكر كنيد . مجيد توكلي . نماد شجاعت جنبش دانشجويي ايران ، او كه بر فرق سر مستبد زمان سيد علي خامنه اي كوبيد شعار ننگ بر ديكتاتور را .

تنها يك دقيقه به اعتصاب خشك آن جوان فكر كنيد . شام گوارايتان باد .

مه 25, 2010

اتمام حجت جنبش سبز با حكومت – تا پيش از 22 خرداد همه اسراى در بندمان را رها كنيد

پرچم سبز آزاديخواهي ما ، حفظ استراتژي مبارزات بدون خشونت ، راهپيمايي سكوت و در آرامش مطالبات را بر زبان راندن ، حدي دارد و مرزي . مرز آن هم آستانه تحمل ملت است . مباد كه رنگ پرچم جنبش فرهيخته ايران تغيير كند . مباد كه اين شقاوت و خشك مغزي حاكميت صبر مردم را تمام نمايد . مباد كه خشم ملت زبانه بكشد . بترسد سيد علي خامنه اي از چنان روزي و پيش از 22 خرداد ، بدون قيد و شرط ، فرزندان ملت را به آغوش خانواده بازگرداند كه هر روز ماندن آنان در اسارت ، آستانه صبر ما را كوتاهتر ميكند .

شايد اين روزها ، آخرين فرصت باشد براي حكومت بيخردان كه اندكي تعقل را چاشني حضور خود كنند اگر وجود داشته باشد اين كالا در بساطشان . اندكي تعقل كنند و اسراي دربند را آزاد نمايند بلكه قدري از خشم ملت و عقوبت رفتار حاكميت كاسته گردد . شايد اين روزها آخرين فرصت  باشد براي حاكميت جائر .

مه 21, 2010

او نه كلوتيد نام دارد و نه آمريكايى است . او نماد شجاعت جنبش دانشجويى ايران است . براى زادروز مجيد عزيز .

او حتي جعفر هم نيست نامش كه پناهي داشته باشد از حمايت جهانيان . او حتي شادي هم نيست كه بر صدر رسانه هاي حقوق بشري بنشيند . او ، مانند بهروز است . روز بهي نديده است اما براي روزهاي بهتر ، رو در روي ديكتاتور و مستبد زمان ، رو در روي سيد علي خامنه اي ايستاده است .

مجيد توكلي ، نماد شجاعت جنبش دانشجويي ايران ، ميرود كه 23 ساله شود . زاد روزت مبارك رفيق . نام تو ، نام ميبخشد به امثال من بي نام كه به پايت بوسه ميزنم . تولدت مبارك رفيق من .

مه 21, 2010

سيد على در ميان آتش – 22 خرداد 89