به بهانه زادروز محمد مختاري از مقتولين زنجيره اي – چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی؟

  یکم اردیبهشت محمد مختاری در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد گذراند. سپس وارد دانشگاه فردوسی شد و در سال ۱۳۴۸ به عنوان دانشجوی ممتاز در رشتۀ ادبیات فارسی فارغ التحصیل شد.

بعد از ظهر روز پنجشنبه دوازدهم آذر توسط مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دستگیر شد و به قتل رسید.

                             محمد مختاری در تدوین و انتشار متن ۱۳۴ نویسنده و ازسرگیری فعالیت کانون نویسندگان ایران نقش فعالی داشت. چندبار طی سال­های پایانی عمرش به طور انفرادی یا همراه نویسندگان دیگر ربوده شده بود و مأموران وزارت اطلاعات او را به خاطر نوشته­هایش و فعالیتش در کانون نویسندگان تهدید کرده بودند. در ماه مهر ۱۳۷۷ به همراه پنج نویسندۀ دیگر که عضو کمیتۀ تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بودند به دادسرای انقلاب احضار شده بود. در پانزدهم دی ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با صدور اعلامیه­ای دخالت عناصر آن وزارت­خانه را در قتل محمد مختاری تأیید کرد. 

چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد

یا دانشگاهی؟

اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی گوشانه

تشنج پوستم را که میشنوم

سوزن سوزن که میشود کف پا

علامت این است که چیزی خراب میشود

دمی که یک کلمه هم زیادی ست

درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار

سایه دستی ست که می پندارد

دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد

چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند؟

چه تازیانه کف پا خورده باشد

چه از فشار خونی موروث در رنج بوده باشی

قرار جایش را می سپارد به بی قراری

که وقت و بی وقت

سایه به سایه

رگ به رگ

دنبالت کرده است تا این خواب

تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان

سر چهار راه صدای درشت میپرسد

ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم؟؟؟

مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند

صدای زنگ فلز در دندانهای طلا

وخارش کپک در لاله های گوش

نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است

نه سینما و نه مهمانی در تاریخ

هجوم کاشفانی با تاخیر حضور

هزار کس می آیند و هزار کس میروند

و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد

صدا همان که میشنوی نیست

سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه

زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟

که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است

صدا که میشکند

حرف که چرک میکند

جمله ها که نقطه چین میشوند

پیری یا بچه ای که خود را می کشد

تازه معنا روشن میشود

سگی که می افتاد در نمکزار و…این نمک که خود افتاده است

خلاف رای اوللالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد

یا شب مثل آزادی زنگ زند

گچ سفید جای سرت را نشان میدهد

که چند سالی انگار در اینجا می نشسته ای

و رد انکارت افتاده است

بر دیوار

یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت

گذاری اصلا نا تمام

و تازه این بی تابی که هیچ چیز آرامش نمی کند

در التهاب درهایی که باز میشوند و درهایی که بسته میشوند

کتابهایی که باز میشوند و دستهایی که بسته میشوند

دستهایی که سنگها را میپرانند

و سارهایی که از درختها میپرند

درختهایی که دار میشوند

دهان هایی که کج میشوند

زبانهایی که لال مانی میگیرند

صدای گنگ و چشم انداز گنگ و خواب گنگ

و همهمه

که می انبوهد

می ترکد

رویا که تکه تکه میپراکند

دانشگاهی که حل میشود در زندانی و چشم اندازی که از هم میپاشد

خوابی که میشکند در چشم و چشم که میخ میشود در نقطه ای

ونقطه

که می ماند منگ در گوشه ای از کاسه سر

که همچنان غلط میخورد

غلط میخورد

غلط میخورد

Advertisements

2 Responses to “به بهانه زادروز محمد مختاري از مقتولين زنجيره اي – چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی؟”

  1. عرض سلام و خسته نباشید به شما دوست عزیز ، یه خواهشی داشتم ازتون ، من شدیدا به یک دعوتنامه بالاترین نیاز دارم ، با توجه به وضعیت و پیشرفت سایتم و با اطلاع از قوانین سایت بالاترین ، خواهش میکنم در صورت امکان یک دعوتنامه برای من ارسال کنید . ( در هر صورت از شما تشکر میکنم )

    http://radsms.com ( راد اس ام اس )

Trackbacks

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: