Archive for سپتامبر, 2009

سپتامبر 23, 2009

اول مهر و این فقر لعنتی(دولت مهرورز)

بوی پاییز ،از اواخر شهریور به مشام میرسد . نوید دهنده و یا فاجعه آفرین رسیدن روزی خاص . اول مهر . شروع مدارس . بوی پاییز اما ، یادآور تکاپوی آماده شدن هم هست . برای شروع سالی دیگر . به سال تحصیلی ۸۸ -۸۹ خوش آمدید .
خرید لوازم التحریر و روپوش و لباس مدرسه . جامدادی های رنگ و وارنگ و خودکار و مداد جور واجور . بساط خریده شده را ، کم یا زیاد ، جلوی رویت پهن کنی و از بوی پاک کن هایت بروی تا عمق خاطرات نیمکتهای سه نفره چوبی که هر گوشه اش نقشی است از خاطره .
و اما کنج دیگر اطاق ، پدریست که زیر بار خط فقری له میشود که رئیس جمهورش آنرا سرکاری دانسته است . مادری است که خون میگرید از کیسه تهی و بچه هایی که میگویند دیر شد . تو که قول داده بودی امسال روپوش نو میخری برایم . به خدا پاره شده یقه اش . اگه نخری چه جوری برم مدرسه ؟
و بچه نمیداند که هنوز اسمش را هم ننوشته اند . پول شهریه را تمام و کمال داده اند به صاحب خانه . همان پولی را که از چند ماه پیش به زحمت و رنج و اشک کنار گذاشته بودند . آخه دو ماه است که پدر همان کار نصفه نیمه اش را هم از دست داده است . تعدیل نیرو شده است . رئیس جمهورش گفته بحران اقتصاد جهانی است . ای به گور پدر این اقتصاد جهانی .
اما آنها هنوز ایمان دارند . به خدایی که نان میدهد به هر که دندان داده . به دولتی که قول داده مهر میورزد . به بالا رفتن قیمت نفت . به طرح منزلت . به طرح خانه مهر . به طرح کوفت . به طرح زهر مار . آنها هنوز ایمان دارند . آقا خودش گفته خط فقر سر کاری است . خودش گفته ما فقیر به آن معنا نداریم . خودش گفته امید به زندگی و شادی در ایران بینظیر است . به خدا تو تلویزیون گفت . مادر خودش شنیده است . پدر هم شنیده است .
مهر میاید . پس این مهر ورزی چرا نمیاید ؟ دیر شد به خدا .
سپتامبر 19, 2009

کروبی و جایزه صلح نوبل

همین الان محمد رضا شاهید در صدای آمریکا اعلام کرد که مهدی کروبی به عنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل معرفی شده است .
با توجه به استقبال از این خبر لازم به توضیح بیشتر است :
این خبر حدود ساعت هفت و سی دقیقه از صدای آمریکا و توسط آقای شاهید اعلام شد . با توجه به اینکه این رسانه از شایعات به شدت پرهیز میکند ، لذا به آن باور دارم ولیکن نوجه فرمائید که این یک پیشنهاد به سازمان نوبل است و دلیل بر پذیرش و یا موفقیت در آن نیست . به هر صورت با توجه به توضیحات سخنگوی پیگیر این مورد ، به نظر میرسد که موضوع به جدیت در حال پیگیری است .
سپتامبر 17, 2009

پست حذف شده چه بود ؟

آقا ما یه روزه رفتیم شمال و اومدیم . ۱۷ کامنت خصوصی داشتم که چرا یک پست را گذاشتی و بعد حذفش کردی . من هم که حساس ، ناچار به توضیحم اما پیش از آن سه نکته :
اول – روز قدرت نمایی دلاوران سبز ( قدس) . فردا روزی بسیار مهم است . باید بود و حضور داشت و نشان داد که مهر ، ماه سختی برای کودتاچیان خواهد بود .
دوم- با عجله برگشتیم که به برنامه فردا برسیم . نمیدانید مسیر تهران به چالوس چه خبر بود . غلغله . گاهی فکر کردم دانشگاه تهران در شمال کشور است . از این همه حمایت متشکر ! اما جالبتر آنجا بود که بسیاری از دوستان عازم سفر ، انگشتانشان را به نشانه آزادی از ماشین خارج کرده بودند و عده ای هم پارچه سبز نشان میدادند . در دلم گفتم » قبول . ما میرویم و احتمالا چپقمان را چاق میکنند . اما با این رفتن شما و خالی کردن میدان ، قاعدتا باید انگشت وسطتان را حواله مان میدادید . با معنی تر بود . »
سوم- عجب هوایی شده تهران . بوی پاییز میاید . پادشاه فصلها .
و اما قضیه پست حذف شده :
خسرو آواز ایران ، استاد شجریان عزیز ، موضوع آن پست بود . تک ترانه ای بود به نام «شادی آزادی». در بالاترین ، ناگهان آمد و دلمان را برد . چند ساعت بعد از طریق سایت دل آواز ، خبری رسید که ایشان معترض به پخش آن ترانه شده اند .به رسم ادب ، پست را حذف کردم . امروز دیدم که نخیر . مرغی که پرید ، دیگه پریده . در ادامه مطلب شعر و لینک دانلود آنرا گذاشته ام . شعر بسیار پر معنا و ظریف است . ریتم از شادی حضور آزادی حکایت دارد و مضمون ، چیز دیگری را میگوید . به نظر این حقیر ، هوشنگ ابتهاج خواسته بگوید : » آزادی با خون ریزی و خون خواهی به دست نخواهد آمد . » پیشنهاد میکنم شعر را با دقت بخوانید و بشنوید . استاد را بیشتر عزیز یافتم وقتی حذف انتشار را خواستار شده است . گر چه حرف دلش است گویی . به احترام شجریان و ابتهاج ، دریافتتان از شعر را برایم بنویسید . سپاس .
سپتامبر 17, 2009

او با ماست یا با محمود؟

اوباما پیغام داده است که اگر خانم والده اجازه فرمایند ، با دسته گل و شیرینی ، جهت امر خیر خدمت برسند . فارغ از اینکه شب زفاف باراک حسین و محمود چه شبی شود و فارغ از اینکه مهریه و شیر بها را به چه میزان تعیین کنند که ارزش خونهای ریخته و شیشه های نوشابه را داشته باشد ، به شدت مرا یاد کریسمس ۱۹۷۸ میندازد و جام به جام زدن پرزیدنت کارتر و اعلاحضرت همایونی در کاخ سر سبز نیاوران . کارتر در این میهمانی شام ، نطقی تاریخی کرد بدون در نظر گرفتن صدای مخالفینی که در خیابانها به زمین میفتادند :
«در مسئله امنیت نظامی ، هیچ کشوری از ایران به ما نزدیکتر نیست ، و هیچ رهبری نیست که حق شناسی عمیق من نسبت به وی ونیز ارادت شخصی ام نسبت به او به اندازه شاهنشاه ایران باشد . ایران وجودش به عنوان جزیره صلح و ثبات در یکی از پر مخاطره ترین نواحی جهان به اثبات رسیده ، همه اینها مدیون رهبری شاهنشاه واحترام وارادتی است که مردمش نسبت به او قائلند»
آن شب ، پرزیدنت کارتر با شهبانو فرح تانگو رقصید و شاه هم متقابلا با رزالین کارتر . نمیتوانم تصور کنم تانگوی میشل اوباما را با محمود .
اما … صبح روز 7 دسامبر سال بعد ، پرزيدنت كارتر، با گروهى از خبرنگاران روزنامه‏ها و راديو تلويزيون مصاحبه‏اى به عمل آورد، در اين مصاحبه، رئيس جمهورى آمريكا درباره اهميت استراتژيكى ايران و سياست ايالات متحده آمريكا در خاور ميانه و خليج فارس مطالبى بيان داشت.وى در پاسخ به اين سئوال كه آيا شاه مى‏تواند طوفان انقلاب را از سر بگذراند گفت:
«من نمى‏دانم، اميدوارم بتواند.اين موضوع مربوط به ملت ايران است.ما هرگز در صدد نبوده و نيستيم كه در امور داخلى ايران مداخله كنيم.ما، بيش از هر چيز خواهان پايان آشوب و قطع خونريزى و ثبات ايران هستيم، ما ترجيح مى‏دهيم كه شاه نقش عمده را در حكومت‏به عهده داشته باشد، ولى تصميم در اين مورد مربوط به ملت ايران است‏»
و تنها حدود یکماه بعد ، شاه ایران ۲۳ ساعت بر آسمان پرواز میکرد به دنبال جایی که به او اجازه فرود دهد .
مقایسه محمدرضا پهلوی با محمود و صاحبش ، قیاسی مع الفارق است اما تاریخ ، یادگارها دارد برای ملتها و می آموزدمان که نه بر دوستی بیگانه میتوان دل بست و نه بر دشمنی آن . همه چیز کف خیابان تعریف خواهد شد و همه معادلات ، در گرو همت ملتی است که میخواهد و یا نمیخواهد .
پ.ن. برای روز قدرت نمایی دلاوران سبز ( قدس) اطلاع رسانی کنید .
سپتامبر 9, 2009

ایران در سایه دار است ، منشینید خموش

وقتی اعتماد ملی را توقیف کردند ، اگر قاطعانه و مانند تعطیلی سلام و یا اعتراض 25 خرداد می ایستادیم ، امروز جرات بستن دفتر کمیته پیگیری را نداشتند و الویری و بهشتی را نمیگرفتند . امروز اگر قاطعانه نایستیم ، فردا موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی را میگیرند . باید برخواست و حق خواست . باید همه چیز را کف خیابان حل کرد . ترس در نیروی مقابل حاکم است و عقب نشینی و کوتاه آمدن ما ، ترسشان را خواهد ریخت . برخیز ای ایران . برخیز ایرانی .